فهرست مطالب
- خیار چیست و چرا مهم است؟
- فهرست خیارات در ماده 396 قانون مدنی
- گروه اول: مجلس، حیوان و تأخیر ثمن
- گروه دوم: غبن، عیب، تدلیس و تبعض صفقه
- گروه سوم: شرط، رؤیت و تخلف وصف، تخلف شرط
- جدول دستهبندی خیارات (فوری، مختص بیع، صاحب خیار)
- اثر عیب: فسخ یا ارش، و مواردی که فقط ارش ممکن است
- کدام خیارها به ارث میرسند؟
- اسقاط خیار و اجرای آن
- چند نکتهی دیگر که تستساز میشوند
- تستهای آزمونی با پاسخ تشریحی
- چطور خیارات را به خاطر بسپاریم؟
- سؤالهای متداول
- قانون مدنی چند خیار دارد؟
- کدام خیارها مخصوص عقد بیعاند؟
- آیا خیارات به ارث میرسند؟
- آیا میشود خیار را در قرارداد ساقط کرد؟
انواع خیارات در قانون مدنی یکی از پرسؤالترین بخشهای حقوق مدنی 3 است. دلیلش ساده است: مواد این مبحث کوتاهاند، ولی جزئیاتشان زیاد است. «کدام خیار مختص بیع است؟»، «کدام فوری است؟»، «چه کسی میتواند فسخ کند؟» و «آیا به ارث میرسد؟» سؤالهایی هستند که در آزمونها بارها دیده میشوند.
در این مقاله، فهرست خیارات را مستقیم از متن قانون مدنی میگیریم و در یک جدول واحد دستهبندی میکنیم. بعد سراغ ارث و اسقاط خیار میرویم و در پایان، چند تست اصیل با پاسخ تشریحی حل میکنیم.
خیار چیست و چرا مهم است؟
خیار یعنی حق فسخ. کسی که خیار دارد، میتواند بدون رضایت طرف مقابل، عقد را برهم بزند. قاعدهی کلی در ماده 219 این است که عقد بین طرفین لازمالاتباع است، مگر اینکه با رضای طرفین اقاله شود یا به علت قانونی فسخ گردد. خیار همان «علت قانونی یا قراردادی فسخ» است.
مرکز آزمون دادرز برای شروع آزمون و مشاهده کارنامه تحلیلی کلیک کنید. آزمون تکدرس، آزمون جامع، کارنامه و تحلیل عملکردماده 457 قاعده را روشن میگوید: هر بیع لازم است، مگر اینکه یکی از خیارات در آن ثابت شود. پس بیع در اصل لازم است و خیار استثنا است.
اگر میخواهید خیارات را در بستر کل درس ببینید، به صفحهی حقوق مدنی 3 دادرز سر بزنید. اهمیت این درس در آزمون را هم در مقالهی اهمیت حقوق مدنی 3 در آزمون وکالت توضیح دادهایم.
فهرست خیارات در ماده 396 قانون مدنی
میخواهید حقوق مدنی 1 تا 8 را در آزمون وکالت قوی بخوانید؟
اگر مطالعهی مواد پراکندهی قانون مدنی و قوانین خاص زمانبر است، در دورهی جامع حقوق مدنی 1 تا 8 دادرز (با تدریس سجاد یوسفی) مباحث، آرای وحدت رویه و تکنیکهای تستزنی بهصورت درختوارهای و کاربردی آموزش داده شده است.
دورههای ویدیویی دادرز مشاهده دورههای آموزشی دادرز آموزش ویدیویی گامبهگام با اساتید مرکز آزمونماده 396 میگوید خیارات از قرار ذیلاند و ده خیار را میشمارد. ترتیب ماده را حفظ کنید، چون سؤالهای ترتیبی و حذفی از همین فهرست ساخته میشوند:
- خیار مجلس
- خیار حیوان
- خیار شرط
- خیار تأخیر ثمن
- خیار رؤیت و تخلف وصف
- خیار غبن
- خیار عیب
- خیار تدلیس
- خیار تبعض صفقه
- خیار تخلف شرط
نکتهی تستی: خیار تفلیس در این فهرست دهگانه نیامده است. حکم نزدیک به آن را ماده 380 آورده: اگر مشتری مفلس شود و عین مبیع نزد او باشد، بایع حق استرداد دارد و اگر مبیع هنوز تسلیم نشده، میتواند از تسلیم آن امتناع کند. در منابع آموزشی گاهی این حق را «خیار تفلیس» مینامند، ولی در شمارش ماده 396 جایی ندارد.
گروه اول: مجلس، حیوان و تأخیر ثمن
خیار مجلس (ماده 397). هر یک از متبایعین بعد از عقد، فیالمجلس و مادام که متفرق نشدهاند، اختیار فسخ دارند. صاحب خیار هر دو طرفاند و مدت آن تا جدا شدن آنهاست.
ابزار رایگان دادرز برای محاسبه سریع درصد آزمون وکالت کلیک کنید. درصد خود را بزنید و همین حالا نتیجه را ببینید.خیار حیوان (ماده 398). اگر مبیع حیوان باشد، مشتری تا سه روز از حین عقد اختیار فسخ دارد. این خیار فقط برای مشتری است.
خیار تأخیر ثمن (ماده 402 به بعد). فرض ماده: مبیع عین خارجی یا در حکم آن است و برای پرداخت ثمن یا تسلیم مبیع اجلی معین نشده. اگر سه روز از بیع بگذرد و نه بایع مبیع را تحویل دهد و نه مشتری تمام ثمن را بپردازد، بایع مختار در فسخ میشود. ماده 406 تصریح میکند که این خیار مخصوص بایع است.
این سه خیار طبق ماده 456 مخصوص بیعاند. یعنی در اجاره یا صلح، خیار مجلس و حیوان و تأخیر ثمن نداریم.
گروه دوم: غبن، عیب، تدلیس و تبعض صفقه
خیار غبن (ماده 416). هر یک از طرفین که در معامله غبن فاحش دیده باشد، بعد از علم به غبن میتواند فسخ کند. ماده 417 (متن اصلاحی 1370) ملاک «فاحش» را چنین میدهد: غبنی که عرفاً قابل مسامحه نباشد. معیار «خمس قیمت» در متن قدیم ماده، دیگر ملاک نیست. اگر مغبون در حین معامله عالم به قیمت عادله بوده، خیار ندارد (ماده 418).
خیار عیب (ماده 422 به بعد). اگر پس از معامله معلوم شود مبیع معیوب بوده، مشتری مختار است مبیع معیوب را با اخذ ارش قبول کند یا معامله را فسخ نماید. عیب باید مخفی و موجود در حین عقد باشد (ماده 423). عیبی که بعد از بیع و قبل از قبض حادث شود هم در حکم عیب سابق است (ماده 425).
خیار تدلیس (ماده 438 به بعد). تدلیس یعنی عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود. اگر بایع تدلیس کرده باشد، مشتری حق فسخ دارد؛ در تدلیس مشتری هم بایع نسبت به ثمن شخصی همین حق را دارد (ماده 439). برای بحث بیشتر دربارهی فریب در معامله، مقالهی فریب و تدلیس در معاملات را ببینید.
خیار تبعض صفقه (ماده 441 به بعد). وقتی ایجاد میشود که عقد بیع نسبت به بخشی از مبیع باطل باشد. مشتری میتواند بیع را فسخ کند یا نسبت به قسمت صحیح قبول کند و ثمن بخش باطل را پس بگیرد. بهموجب ماده 443، مشتری هنگام معامله نباید عالم به این تبعض باشد، ولی در هر حال ثمن تقسیط میشود.
گروه سوم: شرط، رؤیت و تخلف وصف، تخلف شرط
خیار شرط (ماده 399). در عقد بیع میتوان شرط کرد که در مدت معین، برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ باشد. اگر مدت معین نشود، هم شرط خیار و هم بیع باطل است (ماده 401). اگر ابتدای مدت ذکر نشده باشد، از تاریخ عقد شروع میشود (ماده 400).
خیار رؤیت و تخلف وصف (مواد 410 تا 415). کسی که مالی را ندیده و فقط به وصف خریده، بعد از دیدن اگر مال اوصاف گفتهشده را نداشته باشد، مختار است بیع را فسخ کند یا همانطور که هست قبول نماید (ماده 410). در بیع کلی خیار رؤیت نیست (ماده 414). این خیار بعد از رؤیت فوری است (ماده 415).
خیار تخلف شرط (ماده 444). احکام آن در مواد 234 تا 245 آمده است. اگر صفتِ شرطشده موجود نباشد (ماده 235)، یا اجبار مشروطعلیه به انجام شرط فعل ممکن نباشد و دیگری هم نتواند آن را از جانب او انجام دهد (ماده 239)، یا انجام شرط ممتنع شود (ماده 240)، مشروطله حق فسخ پیدا میکند. اگر اجبار ممکن نباشد ولی دیگری بتواند فعل را انجام دهد، حاکم میتواند به خرج ملتزم آن را انجام دهد (ماده 238). تفصیل این بخش را در مقالهی شروط باطل و مبطل بخوانید.
جدول دستهبندی خیارات (فوری، مختص بیع، صاحب خیار)
این جدول خلاصهی همهی ده خیار ماده 396 است. روی موبایل، جدول را به چپ و راست بکشید.
| خیار | مواد اصلی | مختص بیع؟ | صاحب خیار | مدت / فوری بودن | منشأ |
|---|---|---|---|---|---|
| مجلس | 397 | بله (456) | هر دو طرف | تا قبل از تفرق | قانونی |
| حیوان | 398 | بله (456) | مشتری | تا سه روز از عقد | قانونی |
| شرط | 399 تا 401 | خیر؛ طبق 456 در معاملات لازم ممکن است | بایع، مشتری، هر دو یا شخص خارجی | مدت معین؛ بدون مدت باطل | قراردادی |
| تأخیر ثمن | 402 تا 409 | بله (456) | فقط بایع (406) | پس از سه روز بدون تسلیم و تأدیه | قانونی |
| رؤیت و تخلف وصف | 410 تا 415 | خیر | مشتری؛ در مواد 411 و 413 گاه بایع | فوری بعد از رؤیت (415) | قانونی |
| غبن | 416 تا 421 | خیر | هر طرفِ مغبون | فوری بعد از علم (420) | قانونی |
| عیب | 422 تا 437 | خیر | مشتری؛ بایع نسبت به ثمن شخصی (437) | فوری بعد از علم (435) | قانونی |
| تدلیس | 438 تا 440 | خیر | مشتری؛ بایع نسبت به ثمن شخصی (439) | فوری بعد از علم (440) | قانونی |
| تبعض صفقه | 441 تا 443 | در متن مواد، ناظر به بیع | مشتری | مدت یا فوریت در مواد نیامده | قانونی |
| تخلف شرط | 444 و 234 تا 245 | خیر | مشروطله | مدت یا فوریت در مواد نیامده | قراردادی (ضمانت اجرای شرط) |
سه نتیجهی تستی از جدول:
- فقط سه خیار مجلس، حیوان و تأخیر ثمن را ماده 456 مخصوص بیع میداند.
- چهار خیاری که متن مواد صراحتاً فوری گفتهاند: رؤیت و تخلف وصف (بعد از رؤیت)، غبن، عیب و تدلیس (بعد از علم).
- خیار تأخیر ثمن فقط برای بایع است؛ مشتری به دلیل تأخیر در تسلیم مبیع چنین حقی ندارد (ماده 406).
اگر برای حقوق مدنی 1 تا 8 برنامهی منظم میخواهید، دورهی حقوق مدنی 1 تا 8 دادرز مسیر روشنی دارد.
اثر عیب: فسخ یا ارش، و مواردی که فقط ارش ممکن است
در خیار عیب مشتری دو راه دارد: فسخ یا گرفتن ارش (ماده 422). ارش یعنی تفاوت قیمت صحیح و معیوب؛ نحوهی محاسبه در ماده 427 آمده است.
ماده 429 سه حالت را نام میبرد که مشتری حق فسخ ندارد و فقط ارش میگیرد:
- مبیع نزد مشتری تلف شده یا به دیگری منتقل شده باشد.
- در مبیع تغییری پیدا شده باشد، چه به فعل مشتری چه غیر آن.
- بعد از قبض، عیب دیگری در مبیع حادث شده باشد (با استثنای ذکرشده در خود ماده).
یک نکتهی مرتبط: اگر مبیع چند چیز باشد و قیمت هر یک جدا معلوم نشده، مشتری نمیتواند تبعیض کند. یا همه را رد میکند یا همه را نگه میدارد و ارش میگیرد، مگر به رضای بایع (ماده 431).
کدام خیارها به ارث میرسند؟
قاعدهی عام ماده 445 است: هر یک از خیارات بعد از فوت به وراث منتقل میشود. استثناها را خود قانون میگوید:
- ماده 446: خیار شرط اگر به قید مباشرت و اختصاص به شخص مشروطله شده باشد، به ورثه نمیرسد.
- ماده 447: اگر خیار شرط برای شخصی غیر از متعاملین شده باشد، به ورثهی او منتقل نمیشود.
پس پاسخ «کدام خیار به ارث نمیرسد؟» در متن قانون، خیار شرط در دو صورت یادشده است، نه خیارهای دیگر. اگر تستی گفت «همهی خیارات قابل انتقال به وراثاند»، ببینید گزینهی خیار شرط با قید مباشرت مطرح شده یا نه.
اسقاط خیار و اجرای آن
خیار حق است و صاحبش میتواند آن را ساقط کند. قانون چند راه نشان میدهد:
- شرط ضمن عقد (ماده 448): سقوط تمام یا بعضی از خیارات را میتوان در ضمن عقد شرط کرد. به همین دلیل در قراردادها عبارت «اسقاط کافهی خیارات» را میبینید.
- امضای فعلی (ماده 450): تصرفاتی که نوعاً کاشف از رضای به معامله است، مثل اینکه مشتری با علم به خیار، مبیع را بفروشد یا رهن بگذارد.
- سقوط خیار تأخیر (مواد 403 و 408): مثلاً اگر بایع مطالبهی ثمن کند و از قرائن معلوم شود قصدش التزام به بیع بوده، خیارش ساقط است.
در مقابل، فسخ به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن کند حاصل میشود (ماده 449). تصرفاتی که نوعاً کاشف از بهم زدن معامله باشد هم فسخ فعلی است (ماده 451). اگر هر دو طرف خیار داشته باشند و یکی امضا و دیگری فسخ کند، معامله منفسخ میشود (ماده 452).
اسقاط خیار غبن و غبن افحش در رویه: هیئت عمومی دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویهی شمارهی 821 مورخ 1401/2/20 گفته است اگر طبق ماده 448 سقوط خیار غبن شرط شده باشد، این شرط «منصرف از مراتب اعلای غبن است که عرفاً افحش دانسته میشود». یعنی اسقاط خیار غبن، غبن افحش را دربر نمیگیرد و مغبون در این مرتبه هنوز میتواند فسخ کند. تشخیص اینکه غبن «فاحش» است یا «افحش» با عرف است؛ ماده 417 فعلی هم ملاک فاحش بودن را «عرفاً قابل مسامحه نبودن» میداند. بیرون از این رأی، گسترهی شرط «اسقاط کافهی خیارات» را با عبارت همان قرارداد و تفسیر آن بسنجید.
چند نکتهی دیگر که تستساز میشوند
- تلف مبیع در زمان خیار (ماده 453): در خیار مجلس، حیوان و شرط، اگر مبیع بعد از تسلیم و در زمان خیار بایع یا هر دو تلف یا ناقص شود، بر عهدهی مشتری است؛ اگر خیار مختص مشتری باشد، تلف و نقص بر عهدهی بایع است.
- اجارهی مبیع و فسخ (ماده 454): اگر مشتری مبیع را اجاره داده و بیع فسخ شود، اجاره باطل نمیشود، مگر اینکه عدم تصرفات ناقله صریحاً یا ضمناً شرط شده باشد.
- حق شخص ثالث (ماده 455): اگر مشتری مبیع را متعلق حق غیر قرار دهد (مثل رهن)، فسخ معامله حق آن شخص را زائل نمیکند، مگر خلافش شرط شده باشد.
- تبری از عیب (ماده 436): اگر بایع از عیوب تبری کرده یا «با تمام عیوب» فروخته باشد، مشتری در صورت ظهور عیب حق رجوع ندارد.
برای دیدن جایگاه این مباحث کنار دیگر موضوعات پرتکرار، مباحث مهم حقوق مدنی را مرور کنید. تفاوت فسخ با اقاله و انفساخ را هم در مقالهی تفاوت فسخ، انفساخ و اقاله آوردهایم.
تستهای آزمونی با پاسخ تشریحی
پنج تست زیر را بدون نگاه به پاسخ حل کنید.
تست 1. کدام یک از موارد زیر، جزو خیارات برشمرده در ماده 396 قانون مدنی نیست؟
1) خیار تبعض صفقه 2) خیار تخلف شرط 3) خیار تفلیس 4) خیار رؤیت و تخلف وصف
پاسخ: گزینهی 3. ماده 396 ده خیار را میشمارد: مجلس، حیوان، شرط، تأخیر ثمن، رؤیت و تخلف وصف، غبن، عیب، تدلیس، تبعض صفقه و تخلف شرط. تفلیس در این فهرست نیست؛ حق استرداد بایع در تفلیس مشتری در ماده 380 آمده است.
تست 2. «الف» خودرویی را به «ب» فروخته و برای تحویل خودرو و پرداخت ثمن اجلی تعیین نشده است. پس از گذشت سه روز از عقد، نه خودرو تحویل شده و نه ثمن پرداخت. کدام گزینه صحیح است؟
1) فقط «الف» حق فسخ دارد 2) فقط «ب» حق فسخ دارد 3) هر دو حق فسخ دارند 4) بیع منفسخ میشود
پاسخ: گزینهی 1. مطابق ماده 402، بایع مختار در فسخ میشود و ماده 406 میگوید خیار تأخیر ثمن مخصوص بایع است؛ مشتری به دلیل تأخیر در تسلیم مبیع چنین حقی ندارد. بیع هم خودبهخود منفسخ نمیشود، چون فسخ نیاز به اعمال خیار دارد.
تست 3. در بیعی، خیار شرط به قید مباشرت برای مشتری قرار داده شده بود. مشتری در زمان خیار فوت کرد. وضعیت خیار چیست؟
1) به وراث منتقل میشود 2) به بایع منتقل میشود 3) به وراث منتقل نمیشود 4) بیع باطل میشود
پاسخ: گزینهی 3. قاعدهی ماده 445 انتقال خیارات به وراث است، ولی ماده 446 اجازه میدهد خیار شرط به قید مباشرت و اختصاص به شخص مشروطله شود و در این صورت به ورثه منتقل نمیشود. اثری بر صحت بیع ندارد.
تست 4. مشتری پس از خرید یک دستگاه، آن را به شخص ثالث فروخت. بعداً معلوم شد دستگاه در حین عقد عیب مخفی داشته است. مشتری چه حقی دارد؟
1) فسخ بیع اول 2) فقط ارش 3) هم فسخ هم ارش 4) هیچ حقی ندارد
پاسخ: گزینهی 2. طبق بند 1 ماده 429، اگر مبیع نزد مشتری تلف شده یا به غیر منتقل شده باشد، مشتری نمیتواند بیع را فسخ کند و فقط میتواند ارش بگیرد. نحوهی محاسبهی ارش در ماده 427 آمده است.
تست 5. کدام خیار در متن قانون مدنی صراحتاً «بعد از علم» فوری دانسته شده است؟
1) خیار حیوان 2) خیار غبن 3) خیار شرط 4) خیار تأخیر ثمن
پاسخ: گزینهی 2. ماده 420 میگوید خیار غبن بعد از علم به غبن فوری است. خیار حیوان مدت سهروزه دارد (ماده 398)، خیار شرط تابع مدت معین قرارداد است (مواد 399 و 401) و خیار تأخیر ثمن با گذشت سه روز بدون تسلیم و تأدیه پدید میآید (ماده 402).
بعد از این تستها، درصد خود را با محاسبهگر درصد آزمون بسنجید و نقاط ضعف را مشخص کنید.
چطور خیارات را به خاطر بسپاریم؟
یک روش ساده این است که هر خیار را با سه سؤال بخوانید: چه کسی صاحب خیار است؟ مدتش چقدر است یا فوری است؟ و آیا مختص بیع است؟ جدول بالا دقیقاً همین سه سؤال را جواب میدهد.
بعد از آن، فقط استثناهای متن را حفظ کنید: ماده 406 (تأخیر ثمن فقط برای بایع)، ماده 414 (بیع کلی خیار رؤیت ندارد)، ماده 429 (سه حالت فقط ارش) و مواد 446 و 447 (دو استثنای ارث). همین چند ماده بیشترین سؤال را تولید میکنند.
قبل از آزمون هم یک بار فهرست دهگانهی ماده 396 را از حافظه بنویسید. اگر توانستید بدون نگاه کردن همه را بنویسید، نیمی از کار انجام شده است.
سؤالهای متداول
قانون مدنی چند خیار دارد؟
ماده 396 قانون مدنی ده خیار را برمیشمارد: مجلس، حیوان، شرط، تأخیر ثمن، رؤیت و تخلف وصف، غبن، عیب، تدلیس، تبعض صفقه و تخلف شرط.
کدام خیارها مخصوص عقد بیعاند؟
طبق ماده 456، خیار مجلس، خیار حیوان و خیار تأخیر ثمن مخصوص بیعاند. سایر انواع خیار در تمام معاملات لازم ممکن است وجود داشته باشد.
آیا خیارات به ارث میرسند؟
بله. طبق ماده 445 هر یک از خیارات بعد از فوت به وراث منتقل میشود. استثنا: خیار شرط اگر به قید مباشرت و اختصاص به مشروطله باشد (ماده 446) یا برای شخصی غیر از متعاملین شده باشد (ماده 447).
آیا میشود خیار را در قرارداد ساقط کرد؟
بله. ماده 448 میگوید سقوط تمام یا بعضی از خیارات را میتوان در ضمن عقد شرط کرد.
چقدر به نکات آزمونی این مبحث مسلط شدید؟
وارد سامانهی آزمون آنلاین دادرز شوید و تستهای استاندارد این مبحث را به همراه تحلیل ویدیویی روی تختهی هوشمند بررسی کنید. برای یادگیری کامل مباحث هم میتوانید دورههای آموزشی دادرز را ببینید.
با آزمون جامع رایگان، سطح خودتان را بسنجید
آزمون ۱۴۰ سؤالی با الگوی آزمون کانون و زمان ۱۷۰ دقیقه. بعد از پایان، کارنامه و تحلیل پاسخها در حساب کاربری شما میماند تا بدانید چه مباحثی را باید بیشتر مرور کنید.
ورود با شماره موبایل؛ هر شماره یک تلاش رسمی دارد.





دیدگاهها ۰